ف.م. جوانشیر
تمام مقالات به قلم ف.م. جوانشیر (جدیدترین اول).
مراحل تکامل سازماندهی و مدیریت سرمایهداری
در بحثهای قبلی، به ویژه در بحث از تئوری ارزش کار دیدیم که اقتصاددانان خادم سرمایه با چه طمطراقی مارکس را متهم میکردند که گویا اهمیت مهارت علم و مدیریت را در نظر نمیگیرد و گویا حضرات کشف عظیمی کردهاند که از مدیریت حرف میزنند.
تولید اضافه ارزش نسبی
تمدید روزانهٔ کار محدودیتهای جدی برای سرمایهدار دارد. اما راه دیگری برای بالا بردن اضافه ارزشی که استخراج میکند هست. به طور مشخص با کم کردن میزان کاری که کارگر برای خود کار میکند - یعنی با کم کردن میزان کار اجتماعاً لازم برای بازتولید نیروی کار - میتوان به این هدف رسید. این پروسه، «تولید اضافه ارزش نسبی» نام دارد.
اضافه ارزش مطلق-روزانهٔ کار
تمدید روزانهٔ کار بخشی جداناپذیر از پروسهٔ استثمار سرمایهدارانه است. این روش به طور مشخص باعث بالا رفتن اضافه ارزش مطلق میشود که نتیجتاً نرخ سود را بالا میبرد. منتهی این کار باعث فرسوده شدن هرچه بیشتر نیروی کار و فلاکت کارگر میشود. به همین دلیل است که همواره در کانون نزاع بین کار و سرمایه بوده است.
نرخ و حجم اضافه ارزش
در این بخش به حجم و نرخ ارزش اضافه، و تبعاتی که دارند پرداخته میشود.
سرمایه متغیر-سرمایه ثابت
در این بخش به تقسیم سرمایه به دو بخش متغیر و ثابت پرداخته شده، و به شبهات پاسخ داده میشود.
نقدی بر نظریات اقتصاددانان عامیگرای مدافع سرمایه دربارهٔ تئوری اضافه ارزش
تئوری اضافه ارزش مارکس یک یافتهٔ ارزشمند علمی است. یافتهای که مداحان و کشیشان سرمایهداری تمام تلاش خود را کردند تا آن را تکفیر کنند تا منافع سرمایه حفظ شود. این رویه یادآور رفتاری است که کشیشان کلیسای کاتولیک با امثال گالیله کردند.